بستن

دانلود رمان رزهای وحشی  از کیمیا مهر PDF و APK اندروید با لینک مستقیم

فروشی
رمان رزهای وحشی از کیمیا مهر
2/5 - (1 امتیاز)

دانلود رمان رزهای وحشی از کیمیا مهر PDF و APK اندروید با لینک مستقیم

نسخه کامل قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر

چکیده رمان رزهای وحشی:

من میکائیل دشت گردم… من تنهایی تو کوچه های تنگ  تهران قد کشیدم تنهایی کار کردم تنهایی دعوا کردم

تنهایی مست کردم تنهایی زخمامو بستمو تنهایی دردامو داد زدم فکر می‌کردم از یه جایی به بعد

میتونم با دختری که کنار لبش خال سیاه داره تنها نباشم اما اشتباه فکر می‌کردم… من دعوت شدم

به عروسی همون دخترک خال سیاه… دختری که به خاطر اسکناس به خاطر پول منو‌ خط زد و با

مردی که بیست سال از خودش بزرگ تر بود ازدواج کرد.. پول همه چیزو خراب کرد اما می‌دونستم

همه چیزم می‌تونه درست کنه پس دنبالش رفتم این قدر که توش غرق شدم و حالا انگار کینه کرده باشم

چشمم به خواهر همون دختر خال سیاه… رز!..

قسمتی از رمان

هیچی نگفت ولی چشمانش کمی بیشتر باز شد و رز لبش رو بین دندون هایش گرفت و ادامه داد: – یادته قرار بود یه بازی بکنیم؟

بازی که اگه من بردم برای همیشه از پیشت برم… آب دهانش را قورت داد و با خنده ی تلخی ادامه داد:

– ولی اگه تو ببری هر کار دوست داشته باشی باهام بکنی… یادته؟! میکائیل باز هم در سکوت خیره ی رز بود

و ز خیره به تاریکی بیرون ادامه داد: – بیا بازیو شروع کنیم… اگه با من تا جایی که میگم بیای بازی رو بردی ولی اگه نیای…

با بغض ادامه داد: – بازی رو من بردم و برای همیشه میرم! و دنیا دنیایی عجیبیست!

یک روز می‌خواهی با تقلا و زور ضرب بازی ها را ببری اما یک شب از بردت هم می‌ترسی…

دوستت تبدیل به دشمنت می شود. دشمنت برمی خیزد و تبدیل به دوستت می‌شود. دنیای غریبیست! ترس را کنار زده بود…

در تاریکی از ماشین پیاده شده بود با ضرب و زور میکائیل نیمه بیهوش را از ماشین بیرون کشیده بود

و با دستانش گوشی میکائیل را محکم چسبیده بود… و نور چراغ قوه ی گوشی بی هدف

در تاریکی می‌چرخید و باران شدت گرفته بود! میکائیل تن سنگینش لش شده بود رز با دو

دستش سعی بر این داشت که میکائیل روی زمین نیفتد و در گوشش لب می‌زد:

– فقط تا برنج شالی زارا میکائیل منظورش این بود فقط ده قدم بردار تا بین شالیزار های بلند برنج پنهان شویم

بعد دیگر هیچی ازت نمی‌خواهم… ده قدم تا برنده شدن فاصله داری… رز خودش هم باور نمی‌کرد

برای برنده شدن میکائیل این قدر تلاش کند و اولین قدم را باهم برداشتند صدای ناله ی میکائیل بلند شد و

دستش روی دنده هایش نشست و بیشترین درد را از آن قسمت دریافت می‌کرد و نالید:

 

قیمت46000

لطفا امتیاز دهید
2/5 - (1 امتیاز)

مطالب پیشنهادی ما

مشخصات رمان

  • نویسنده: کیمیا مهر

  • ژانر: عاشقانه_اجتماعی

  • صفحات: 1459

  • دسته ها:رمان عاشقانه , رمان های اجتماعی , رمان های فروشی
  • 19 نوامبر 2025
  • بدون نظر

اگر شما نویسنده مای ناول هستید و تمایل به ادامه همکاری ندارید می‌توانید درخواست حذف ارسال کنید.

درخواست حذف

نظرات کاربران

شما اولین نفر باشید که در مورد این رمان نظر می نویسید
پشتیبانی واتساپ
کانال تلگرام ما ناول